+
نوشته شده در جمعه 5 فروردین1390ساعت 17:10 توسط mobham
|
برنده کسی است که زندگی را بسازد نه با زندگی بسازد
+
نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 13:55 توسط mobham
|
التمــــاس مال ديـــروز بود ...
مال وقتـــي که ســــــــاده بودم!
امــــــروز
مي خواهي بــــــروي ؟؟؟
هــــــــــــــ ــيس
فـقط
خــــــــداحافظ ...
+
نوشته شده در یکشنبه 9 مهر1391ساعت 15:22 توسط mobham
|
خوب كه فكر می كنم می بینم گاهی یك نخ سيگار بیشتر میچسبد
تا عاشقانه های این عاشق های تو خــــــــــــــــــــــــــــــالی
+
نوشته شده در یکشنبه 9 مهر1391ساعت 15:21 توسط mobham
|
مَـטּ از تمامـِ آسماטּ ، باراטּ را مے פֿـواهمــ ....
و از تمام زمیـטּ ، یـڪ פֿـیاباטּ را
و
از تمام تو ،
یک בست …کہ قُفلــ شوב בر בست مـטּ!
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1391ساعت 15:15 توسط mobham
|
مثل یک دانه برف
توی هوا قاپیدم نگاهت را
مش که باز کردم
هیچ نبود....
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1391ساعت 15:12 توسط mobham
|
امروز زنی را دیدم که بوسه از لبش می چکید!
خدا را شکر
پس
هنوز مردی هست که عاشقانه می بوسد....
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1391ساعت 14:44 توسط mobham
|

از همه جا
بوے "مِهــــــــــر" می آید ...
از سمتِ تــــــو
بو ے بے مهرے !
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1391ساعت 14:41 توسط mobham
|
دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم
در ڪنــار خیـابــانے بـایستـــم . . .
تـــو مـرا بـے آنڪــﮧ بـشنــاسے ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .
هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــڪ شبـــﮧ
بـه حـس گـــــرمــے دسـتـ های تـــو
هنــگامـے ڪـﮧ مرا عبــور میـدهـے بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســے،
مــے ارزَد..!
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1391ساعت 14:37 توسط mobham
|
می گـــم خـــداحافظ
که تـــو چشم تـــر کنی وبگـــی:
کجــا؟
مگه دست خودته این اومــدن و رفتــــن ؟
که سفت بغلم کنی و بــگــی:
... هیچ رفتــنی تـــو کار نیست
همین جـا ، " به دلت اشارهکنی" ، جاته تا همیشه
آخـــرِ سرش محکــم بگی:
شـیر فــهم شــد؟؟
و مــن، دل ضعفه بگیرم
از این همه عـــآشقــآنه هآی محکمت . . .
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1391ساعت 14:20 توسط mobham
|
+
نوشته شده در جمعه 24 شهریور1391ساعت 0:12 توسط mobham
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1391ساعت 23:48 توسط mobham
|